برگزاری همه پرسی استقلال کردستان عراق و شرکت قریب به اتفاق مردم این سرزمین در آن و از همه مهم تر رای 90 درصدی به استقلال این منطقه، نشان می دهد که مسئله ملیت و ملیت خواهی در قرن بیست و یک، و جهان دو فضایی شده، هنوز یک مساله جدی فرا روی گفتمان جهانی شدن قرار دارد.
شاید بتوان گفت که در خاورمیانه که با بحرانهای زیادی مواجه است، این یک مساله طبیعی و نشان دهنده عمق بحران در این منطقه مهم است. بسیاری از کارشناسان امور خاورمیانه منطقه کردستان را از نگاه ژئوپولیتیکی بسیار مهم می دانند و ریشه های بحرانهای بعدی در این منطقه را در کردستان جستجو می کنند. روابط میان منطقه کردستان با کشور ترکیه فراز و نشیب زیادی را تجربه کرده است، روابط این جغرافیای عمدتا قومی، مبتنی بر ملیت واحد با کشور جمهوری اسلامی ایران نیز همیشه مساله ساز بوده است. بگذریم از اینکه کردستان عراق سالهای زیادی است که در چارچوب کشور عراق اما عملا مستقل به حیات خود ادامه داده است.
اگر ریشه همه پرسی کردستان عراق را کارشناسان غربی بیشتر بعد جغرافیایی و بحران نبود مدیریت درست در خاورمیانه و تقسیم ناعادلانه قدرت و ثروت در این منطقه می دانند، جواب آنها برای اعلام همه پرسی در قاره اروپا و در کشور اسپانیا چیست؟ آیا مشکل اسپانیا و کردستان عراق را می توان در یک راستا مورد بررسی قرار داد؟ اینها سئوالاتی است که آینده به آنها پاسخ قاطع تری خواهد داد، اما نمی توان رشد ارتباطات جهانی، دو فضایی شدن جهان را از مساله ملیت خواهی که در سراسر جهان هر از چند گاهی خبر ساز می شود را، نادیده گرفت.
الگوی دو فضایی شدن جهان خبر از تغییرات فراوانی می دهد که در جهان حاضر در حال اتفاق افتادن است، ملیت های متفاوت با استفاده از فضای مجازی به وجود آمده در کنار فضای واقعی کوشش می کنند که از ملیت خود در این فضا بیشتر بگویند و بنویسند و از همه مهم تر بیشتر ملیت خود را تقویت نمایند. بدون شک که اثرات این گفتمان در فضای مجازی اثرات خود را بر فضای واقعی نیز خواهد گذاشت و باعث تغییرات شگرفی در فضای واقعی خواهد شد.
در الگوی دو فضایی تمایزها و تفاوت های میان دو جهان مورد بحث است و مسلما اثرات این دو بر یکدیگر نیز یک مساله مهم است، از سوی دیگر ظهور جهان فضای مجازی بدون شک فضای واقعی را تحت تاثیر قرار خواهد داد، باعث تغییرات زیادی در جهان آینده خواهد شد و نگرش ها و واقعیت های جهان را تحت تاثیر قرار خواهد داد(عاملی، 175).
فضای واقعی که از آن به نام جهان اول یاد می شود دارای ویژگیهایی چون داشتن جغرافیای فیزیکی، داشتن نظام سیاسی مبتنی بر دولت – ملت، ملموس بودن همگانی... است. در مقابل نیز فضای مجازی ویژگیهایی چون بی مکانی، نداشتن قید زمانی، صنعتی بودن محض و عدم محدودیت به قوانین ملی را داراست ( عاملی 175).
با توجه به این ویژگیها می توان به این استنباط رسید که هویت طلبی در جهان امروزی ممکن است که از فضای مجازی آغاز گردیده و به فضای واقعی سرایت نماید، از جانب دیگر می توان گفت که شرایط و مقتضیات فضای واقعی باعث می گردد که هر آنچه در این فضا محدود گردد، در فضای مجازی قابل کنترل نبوده و در آن امکان بروز پیدا می کند.
به هر صورت به نظر می رسد مساله ملیت طلبی در جهان امروزی بیشتر در فضای مجازی با توجه به شرایط فضای واقعی شکل گرفته و در نهایت در فضای واقعی نیز سرایت کرده و تغییراتی را در این فضا به وجود می آورد. چنانچه آنتونی گیدنز نیز به این باور است که ملی گرایی در چارچوب یک ملیت واحد در فضای جهانی در چارچوب گفتمان جهانی شدن شکل می گیرد و یکی از پیامدهای جهانی شدن را می توان رشد ملی گرایی قلمداد نمود.
فضای مجازی به فعالان کرد طرفدار هویت ملی بر محور قومیت این امکان را در سالهای اخیر به وجود آورد. مباحث شکل گیری کشوری با جغرافیای مبتنی بر هویت کردی در فضای مجازی شکل گرفت و نظریه ها و پایه های تئوریک آن به شدت مستحکم گردید و در نهایت امکان پیاده شدن در فضای واقعی را به وجود آورد. شکل گیری هویت ملی در چارچوب یک دولت – ملت کردی در کردستان عراق تایید نظر گیدنز محسوب می گردد.
رفراندم استقلال منطقه خود مختار کاتالونیا در اروپا نیز ریشه در هویت طلبی هایی دارد که در دو فضایی جهان دارد، مردم کاتالونیا در یک جهان واقعی کشور اسپانیای واحد زندگی می کنند و از سوی دیگر در فضای مجازی که در آن هویت طلبی ملی امکان شکل گیری و رشد را دارد، به نظر می رسد ملیت طلبی در چارچوب تشکیل یک جغرافیایی واحد بیشتر امکان بروز را در فضای مجازی دارد که در نهایت سعی می شود این تفکر در فضای واقعی نیز عملی گردد.
افغانستان کشوری که در آن متولد شده ام نیز چنین وضعیتی را در حال تجربه کردن است، هویت های مختلفی در حال شکل گیری در فضای مجازی است و امکان بروز آن در فضای واقعی نیز وجود دارد، مساله نظام فدرالی بیشتر در فضای مجازی افغانستان منعکس می شود و زمزمه های آن در حال حاضر به صورت واقعی نیز در حال شکل گیری است. مساله تقسیم افغانستان به شمال و جنوب بیشتر متکی بر ملیت طلبی ( پشتون- تاجیک) قابل بررسی است.
به هر صورت می توان گفت که مساله ملیت در جهان دو فضایی امروزه ابعاد مختلفی به خود گرفته است، از سوی امکان شکل گیری ملیت جهانی « شهروند جهانی» نیز در حال شکل گیری است و از جانب دیگر ملیت هایی نیز با استفاده از امکانات و شرایط دو فضایی شدن در حال گسست از قالب ملیت های بزرگتری هستند. مساله ملیت با استفاده از جهان دو فضایی هم می تواند گسترش یابد و ملیت های کوچکی در فضای مجازی شکل بگیرد و از سوی دیگر باعث گردیده است که ملیت های مختلف در نهایت به سمت ملیتی واحد در یک فضای مجازی حرکت کند و بعید هم نخواهد بود که در آینده ای نزدیک شاهد شکل گیری « شهروند جهانی» باشیم. اما حوادث مثل رفراندم برگزار شده در کردستان و رفراندم برگزار نشده در کاتالونیای اسپانیا بیشتر تئوری اول را تقویت می کند.
1- عاملی، سعید رضا،(1390)، مطالعات جهانی شدن، دو فضاییی شدنها و دو جهانی شدنها، تهران: انتشارات سمت
تسلط یا تکثر فرهنگی در فضای مجازی...
ما را در سایت تسلط یا تکثر فرهنگی در فضای مجازی دنبال میکنید
برچسب: دوفضایی, نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 15:26